السيد موسى الشبيري الزنجاني
4639
كتاب النكاح ( فارسى )
نيست ) بلكه سؤال او از مقدار شيرى است كه بعد از فطام حرام است يعنى « يحرم » بدون تشديد و ثلاثى مجرد است و امام عليه السلام نيز در پاسخ فرمودهاند بعد از فطام مطلقا شير دادن حرام است و فرقى بين قليل و كثير آن نيست « 1 » ( شير دادن بعد از فطام از نظر فتواى عده بسيارى از فقهاء حرام است ) بنابراين ، روايت از اين جهت ربطى به محل بحث ما ندارد بلكه ناظر به رضاع بعد فطام است . 2 - روايت دوم : « محمد بن احمد بن يحيى ( صاحب نوادر الحكمه ) عن أبي جعفر ( سعد بن عبد الله اشعرى كه رئيس بيت و قوم اشعريها است ) عن ابى الجوزاء ( مُنَبِّه بن عبد الله است نجاشى از او تعبير به صحيح الحديث مىكند ) عن الحسين بن علوان ( سنّى است و نجاشى توثيقى دارد كه محل خلاف است آيا راجع به خود او است يا در مورد برادرش حسن مىباشد ولى آنچه مسلّم است اين است كه أبي الجوزاء كه صحيح الحديث و ثقه است تقريباً تمامى رواياتش را از همين حسين بن علوان اخذ نموده است و اين ، علامت ثقه بودن حسين است زيرا شخصى كه صحيح الحديث است دروغگو و غير ثقه را شيخ خود اخذ نمىكند ) عن عمرو بن خالد ( ابن فضال كه خودش از ائمه جرح و تعديل است عمرو را توثيق نموده است ) عن زيد بن على عن آبائه عن على عليه السلام انه قال : الرضعة الواحدة كالمائة رضعة لا تحلّ له ابداً » « 2 » اين روايت نيز صلاحيت معارضه با روايت دالّه بر اعتبار كميت ندارد زيرا ضمير در كلمه « لا تحلّ » به رضعة برمىگردد يعنى چنين رضاعى حلال نبوده و خلاف شرع است و قهراً منطبق بر رضاع بعد از دو سال مىباشد كه طبق فتواى كثيرى از فقهاء حرام مىباشد . 3 - روايت سوم : « محمد بن احمد بن يحيى عن احمد بن محمد ( ابن عيسى و ثقه ) عن محمد بن اسماعيل ( بن بزيع است و ثقه ) - در بعضى از نسخها على بن اسماعيل است كه
--> ( 1 ) - اين توجيه براى روايت در ذيل كلام صاحب جواهر نيز آمده است ج 19 ص 271 چنانچه استاد مد ظله در جلسهء آينده به آن تذكر مىدهند . ( 2 ) - جامع احاديث الشيعة ابواب ما يحرم بالنسب و الرضاع باب 5 ح 32